
باغ بهشت تــجـــربه ای است از نمايـش گوناگونی بته ها . بـــاغـی تشكيـــل شده از طبقات مختلف، با رنگ ها و فــــرم های گوناگون كه همگی گرداگرد ترنج مركزی در رقص و گردش اند.
“باغ بهشت” در سه مجموعه رنگی متفاوت طراحی و در چهار ترکیب متفاوت عرضه میشود.
باغ بهشت " لاله گون"
باغِ بهشت در سری “لاله گون” غرق در دشتی از لاله های سرخ شده و زینت متفاوتی یافته است.در ادبیات فارسی، این واژه به خصوص در شعر، به عنوان استعارهای برای توصیف رنگ قرمز یا حتی سرخوردگی، خون، عشق و احساسات شدید به کار میرود.
به عنوان مثال، شاعرانی مانند حافظ، سعدی و مولانا در اشعار خود از واژه “لالهگون” استفاده کردهاند تا تصویرسازیهای جذاب و شاعرانهای ایجاد کنند.
“جامی” در بیتی میگوید:
مرا بر هر زمین از دیده اشک “لاله گون” آید
دمد آنجا گل حسرت وز آن گل بوی خون آید
“حافط” نیز در بیتی میگوید:
حُسن تو همیشه در فزون باد
رویت همه ساله “لالهگون” باد
این واژه در ادبیات فارسی به خواننده کمک میکند تا احساسات و تصاویر زندهتری را تجربه کند و اغلب به عنوان نمادی از زیبایی، عشق و قدرت استفاده میشود.
باغ بهشت " جیلان"
رنگ سبز نمادی از طبیعت، زندگی، رشد و تازه شدن است. “جیلان” نه تنها نام گیاهی سبز رنگ و زیبا که نامی دخترانه است و در زبان عربی به عنوان معادل “گیلان” به کار میرود.
این نام بهعنوان نمادی از زیبایی طبیعی گیلان، ظرافت و لطافت دخترانه “جیلان” و همچنین ارتباطش با طبیعت و زندگی اشاره میکند.
از لحاظ فرهنگی و ادبی، میتوان جیلان را بهعنوان نمادی از زیبایی طبیعی و رنگ سبز را بهعنوان پسزمینهای از زیباییهای طبیعت در نظر گرفت. در اشعار و داستانها، استفاده از این دو نماد میتواند تصویری از هماهنگی و تعادل بین زیباییهای طبیعی و زندگی ایجاد کند.
باغ بهشت " کبود"
رنگ “کبود”، یکی از جذابترین و خیرهکنندهترین رنگها در طبیعت است. این رنگ به ترکیبی از آبی و قرمز اشاره دارد که در نتیجه آن رنگی عمق و غنی به وجود میآید. “کبود” نمادی از آرامش، سادگی، و در عین حال پیچیدگی است. در طبیعت، این رنگ را میتوان در آسمانهای گرگومیش، اقیانوسهای عمیق، و برخی گلها و گیاهان خاص مشاهده کرد.
رنگ “کبود” در ادبیات و شعر نیز جایگاه ویژهای دارد. شاعرانی که به دنبال توصیف آرامش، عشق، و یا حتی غم هستند، اغلب از این رنگ برای انتقال احساسات خود استفاده میکنند.
باغ بهشت " سپهر "
“سپهر”، که به معنای آسمان و فضای بیکران است، همواره در نمایش و ارائه در فضای هنری و ادبی با رنگ آبی در ارتباط بوده است. این رنگ آبی، نمادی از آرامش و بینهایتی است که در سپهر مشهود است.
در فرهنگها و ادبیات مختلف، آبی رنگی است که با مفاهیم معنوی، خرد و بینهایتی گره خورده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان، از این رنگ برای توصیف آرامش و زیبایی آسمان استفاده کردهاند.
همچنین، در فرهنگ عرفانی، آبی به عنوان رنگی که به معنویت و آرامش درونی اشاره دارد، شناخته میشود. سپهر آبی، تجسمی از آرامش و صلح است که در دل هر انسانی وجود دارد. این ارتباط عمیق بین سپهر و رنگ آبی، نشاندهنده تأثیرات روانشناختی و معنوی این رنگ در فرهنگها و ادبیات مختلف است.
باغ بهشت " سحرگاه "
“سحرگاه” لحظهای است که جهان آرامش پیش از بیداری را تجربه میکند، لحظهای سرشار از سکوت و رمز و راز. رنگهای سحرگاه، همچون نقاشی طبیعت، از سایههای لطیف و نرم آغاز میشوند: آبی کمرنگ آسمان که به تدریج به زرد و نارنجی میگراید، گویی خورشید در تلاشی بیپایان برای بازگشت به اوج است. ابرهای پراکنده، مانند خطهای قلممو، آبی و سبزآبی را به این بوم اضافه میکنند، و سرانجام طلوع خورشید با رنگهای طلاییاش، صحنه را تکمیل میکند.
این لحظه آرامشبخش، فرصتی است برای تجدید روح و بهرهگیری از شادابی طبیعت.باغ بهشت”سحرگاه” زینتی وام گرفته از این لحظه ی زیبا است.